آزادی در پوشش به معنای اصالت دادن به منافع شخصی است نه حق انتخاب!

به نقل از روابط عمومی برنامه «چراغ» شبکه ۵، در دومین برنامه خود در هفته گذشته میزبان «مهری طالبی دارستانی» بانوی فعال و مددکار اجتماعی، کارشناس حوزه ی زنان و دانشجوی دکترای مطالعات زنان، یکی از بانوان فعال کارهای جهادی و همچنین از فعالان حوزه ی فضای مجازی، بود.
طالبی با اشاره به وضعیت کنونی عفاف و حجاب در کشور گفت: برای بحث پیرامون این مسئله زاویه ی نگاه به آن اهمیت دارد؛ بعبارتی در مقایسه با دوران طاغوت، می توان گفت وضعیت مطلوبی است و اگر نسبت به جایگاه آن نسبت به جهان بنگریم باز هم وضعیت مناسب و بهتری داریم. همچنین علیرغم هجمه های زیادی که در سطح جهان نسبت به مساله عفاف و حجاب می شود و هزینه های هنگفتی که برای براندازی حجاب زن ایرانی می شود، با این وجود زنان ایرانی بر فطرت پاک و حیامند خود و اعتقاد خود نسبت به حجاب ایستاده اند و پیرو فرهنگ عفاف و حجاب بوده و به شدت دنبال حفظ این مسئله هستند هر چند برخی از بانوان در ظاهر التزام عملی را در حد شرعی و مطلوب حفظ نکرده اند. اگر همین الان از خانواده هایی که به لحاظ ظاهری متدین نیستند و در ظاهر پوشش را رعایت نمی کنند پرسیده شود که حاضرند دخترش با چه کسی ازدوج کند؟ با پسری که قائل به روابط آزاد و بی بند و بار بوده و یا پسری که سالم بوده و هیچ رابطه ای نداشته است؟ طبیعتاً می گویند پسری که سالم است. پس انتخاب مردم حیامندی و عفاف است و به شدت پایبند هستند.
وی خاطر نشان کرد: در پاسخ به اینکه بعضاً برخی از زنان می گویند سختگیری ها نسبت به زنان بیشتر از مردان است و باید مردان تربیت شوند و نگاه خود را کنترل کنند، نه اینکه خانم ها فقط خود را بپوشانند و به سختی بیفتند یا بعبارتی نگرش مردان باید اصلاح شود و روش تربیتی آنها تغییر کند، باید گفت: نظام اجتماع، نظام منفعت هاست. برای کم کردن تعارض منفعتها در اجتماع، محدودیت هایی از جانب خداوند تعیین شده و برخی محدودیت ها نیز به فراخور نظام اجتماعی توسط انسان ها وضع و قرارداد می شود. انسان ها قوانینی را وضع می کنند و از سویی خداوند هم به عنوان خالق هستی و بشر و بر اساس شناختی که از انسان دارد، حدودی بنام احکام را معین کرده است. اگر این حدود و قوانین نباشد، قطعا تعارض منافع بشر دچار چالش های جدی خواهد شد و در آن صورت دیگر همانند انسان نمی تواند زندگی کند؛ زیرا هر کسی دستیابی به منافع خود را در اولویت قرار خواهد داد.
وی یادآور شد: قوانین برای رفع آسیب های حاصل از تعارضِ منافعِ فردیِ هر یک از افراد اجتماع وضع می شود. برای مثال یک روز در مترو با خانمی صحبت می کردم که خواهرش به شدت دچار مشکل شده بود و همسرش او را طلاق داده بود چون از هیکل خانم راضی نبود. در حالی که خانم، زندگی و همسر را دوست داشته و بسیار هم برای حفظ آن تلاش کرده بود و حتی به عمل های زیبایی هم رو آورده بود. در این خانواده وقتی مرد به منفعت شخصی خود اصالت می دهد، مشکلات بسیاری بوجود می آورد. یا خانم دیگری هم که مشکل مشابهی داشتند گفتند که ببین خانم ها چه کار کرده اند؟ همسرم به اندازه ای زنان بی حجاب با مدل ها و تیپ های مختلف دیده است و می بیند که بعد از هر میهمانی از من تقاضا دارد که به آن شکل باشم و یا هزینه جراحی زیبایی کنم.
طالبی تصریح کرد: خود تنظیمی برخی از افراد جامعه منجر به قضاوت های نادرست می شود، به این صورت که برخی می گویند در اروپا زنان آزادند. اگر اینگونه است چرا برای حضور در دانشگاه و یا اماکن دیگر حد و حدود تعیین می کنند؟ که مثلاً قد دامنشان از فلان مقدار کوتاهتر نباشد؟ اگر آزادی وجود دارد، چرا اجازه نمی دهند انسان ها خودشان تصمیم بگیرند که چه لباسی بپوشند؟ به هر حال در هر کشوری قوانینی برای پوشش تعریف می شود. تعیین حد و حدود در هر کشوری نیز یا بر اساس سلایق خود و یا دریافت هایی که از جامعه ی بشری پیدا می کنند و کاملاً هم ناقص است، اتفاق می افتد. چون بر اساس آزمون و خطاست و چه بسا به نقطه ی اول بر می گردند. یا اینکه خداوند متعال بر مبنای خلقتش و آنچه که می داند به نفع بشر است تعیین می کند که همان قوانین و احکام الهی است. کشور ما اسلامی است و بر مبنای احکام اسلامی قوانینش را وضع می کند. اما گاهی دیده می شود که هنوز برخی تکلیفشان با خودشان مشخص نیست و رویکردشان چیست؟ نه اینوری هستند و نه آنوری! و بلاتکلیفی آسیب بیشتری می زند.
طالبی در بخشی از سخنانش اشاره کرد: اینکه هر فردی خودش تعیین کند چگوه رفتار کند، آسیب آن رفتار، متوجه دیگران است. هیچ فردی حق ندارد و نمی تواند بگوید که این ظاهر من است و به هر شکلی که بخواهم رفتار می کنم! برای مثال در هیئتی سه خانم بودند که پوشش آنها بسیار زننده و ناجور بود و صدای همه بلند شده بود، کنار جدولی در خیابان نشسته بودند، یک خانمی به آنها تذکر داد ولی آن خانم بد حجاب با صدای بلند گفت من اعتقاد دارم به امام حسین (ع) چون دو سال پیش سرطان داشتم شفا گرفتم. حتی لابلای حرفش گفت که زنان محجبه بیشتر جلب توجه می کنند چون مردان آنها را حتی در صورت حجاب داشتن هم به آن شکلی که خودشان بخواهند تجسّم می کنند! با آنها وارد گفتگو شدیم که شما مبانی اعتقادی خودتان را بگوئید و ما هم مبانی اعتقادی خود را بابت این پوشش و حجاب می گوییم! چرا باید یک زن اینقدر وقیح و زننده لباس بپوشد؟ اگر حرف و مبنای شما درست باشد مگر ما آزار داریم که خود را به سختی انداخته و حجاب داشته باشیم؟ دوست آن خانم دید اینطوری حرفی برای گفتن ندارند، گفت: چون دلمان می خواهد اینگونه لباس می پوشیم. گفتم شما ساعتها جلوی آینه وقت می گذارید و در جامعه به این شکل حاضر می شوید فقط به خاطر اینکه دلتان می خواهد؟ در صورتی که شما فقط جلوی آینه می توانید خودتان را ببینید و لذت ببرید و در اجتماع، مردم جامعه هستند که می بینند و تایید می کنند. پس خودتان را فریب ندهید، به دنبال تایید اجتماعی هستید. گفت چه ایرادی دارد؟ کسانی که دوست ندارد، نگاه نکنند. گفتم این حرف شما مثل این است که بگوئیم: من چون از صدای بوق و موسیقی خوشم می آید با صدای بلند گوش بدهم و بگویم دیگران گوش خود را بگیرند! پس منطق حرف شما درست نیست. این اختلال در نظم اجتماعی و حقوق شهروندی است. بعد ادامه دادم: یک روزی در اتاق مشاوره جوانی سراسیمه مرجعه کرده بود و می گفت به داد ما برسید. چرا به ما ابلاغیه و اختیار اینکه به خانم هایی که نیمه برهنه بیرون می آیند دسترسی داشته باشیم نمی دهند؟!! آنها که با این وضعیت بیرون می آیند اغلب رضایت است. من امکان ازدواج ندارم، صبح که سر کار میروم سرم اگر پایین باشد، وضعیت پاهایشان، روبرو را نگاه کنم به شکل دیگری و بالا را که اصلا نمی شود نگاه کرد! شما به من راهکار بدهید که در این شرایط بتوانم سالم زندگی کنم، دچار بیماری شدم، چرا هیچ کس در این مملکت به فکر ما نیست؟ به آن خانم های بد حجاب در هیئت گفتم: شما جواب این آقا را چه می دهید؟ گفت مشکل خودش است! گفتم متوجه هستی این گفته ی تو به این معنی است که اگر تو هم دچار مشکل شدی، من به تو کمک نکنم؟ این آقا بخاطر رفتار غلط تو دچار مشکل شده است. این دیگر انسانیت نیست. وقتی در جامعه هستیم نسبت به هم مسئولیم چون رفتارهای ما بر یکدیگر اثر می گذارد.


طالبی گفت: نگاه ما مددکاران نسبت به مسائل اجتماعی دلسوزانه و مادرانه است. روزی در بوستان یک خانمی با خانم دیگری درگیری لفظی پیدا کرده بود رفتم جلو و مشکل را پرسیدم، گفتند معلوم نیست داخل ماشین چه غلطی می کنند؟! من نباید با فرزندانم با امنیت و اطمینان خاطر از فضای سبز و محیط تفریحی استفاده کنم؟! که آن خانم از ماشینش پیاده شد و گفت ماشین خودمه به شما ربطی ندارد! شما نگاه نمی کردین! من دختر سردار هستم، هر کاری دلم بخواهد می کنم و شما حق ندارید به من اعتراضی کنید! این را که گفت من به ۱۱۰ زنگ زدم تا مشخص شود که آیا راست می گوید که دختر سردار است؟ بعد از مدتی که پلیس آمد مشخص شد دروغ می گویند. یا اتفاقات دیگری که در مترو رخ می دهد، روزی صدای وحشتناک و جیغ و داد خانمی را شنیدم که می گفت: نزن، نزن و فحاشی می کرد. رفتم به سمت سالن مترو قسمت اداری اش و دیدم خانمی که موهایش رنگ آبی کرده بود و خودش را میزد و پلیس هم به او می گفت برو داخل اتاق، ولی خودش را زده بود زمین و خود زنی می کرد. گفتم خانم کروناست. خطرناکه اینطوری خودت رو میمالی زمین! گفت بهتر که بمیرم، پلیس مرا زده است! همه می دونن مرا زده! گفتم دوربین هست نگران نباش و اگر این اتفاق افتاده باشه با پلیس خاطی برخورد میشود. یکهو جا خورد و انگار حواسش جمع شد. بعد از مدتی گفت: من میخواهم از این مملکت بروم، گفتم اشکال ندارد راههای سالمتری برای رفتن هست پس خودت را اذیت نکن دچار دردسر میشی. گفت: اینهمه دزدی و فساد هست شما به روسری من گیر دادی؟ گفتم اونیکه دزدی و فساد کرده قطعا باید محاکمه و مجازات شود ولی این آقا هم الان وظیفه اش این است که با کسی که قانون عفاف رو رعایت نمی کند، برخورد کند ولی شما داری به این آقا میگی حق نداری وظیفه ات را به درستی انجام بدی، چون فلانی وظیفه اش را انجام نداده است و این دومینو همینطور ادامه پیدا می کند. اگر دومینوی مخالفت با حقوق و وظائف در جامعه ایجاد شود دیگر سنگ روی سنگ بنا نمی شود. و این ما هم هستیم که متضرر می شویم. بعد از مدتی من متوجه شدم او دوست دارد به شیوه ی مسیح علی نژادی یه فیلمی ازش گرفته بشه و بتواند از این طریق به خارج از کشور برود.
این بانوی مددکار اجتماعی و کارشناس حوزه ی زنان در بخشی از سخنانش گفت: ما در میادین پر تردد، ایستگاه های مشاوره دایر می کنیم. افراد برای مشاوره می آیند و خیلی اوقات برای درد و دل کردن مراجعه می کنند. روزی یک دختر خانمی که چهره ی معصومی داشت و به نظر می رسید بسیار هم سختی و رنج کشیده آمدند و گفت و گو کردند: گفت من خانواده ی بی بند و باری داشتم هم خانواده ی شوهرم و هم خودم. من و همسرم خیلی فانتزی با هم آشنا شده و ازدواج کردیم بسیار به هم علاقمند بودیم و خیلی هم هزینه کردیم برای عروسی گرفتن و … ولی همسرم عاشق خواهرم شد. هر چه تلاش کردم این رابطه را به هم بزنم نشد، تا حدی که مرا کتک می زد و می گفت باید تو را بکشم تا با خواهرت ازدواج کنم، خانواده ها نیز حمایتم نمی کردند. من هم فرار کردم و به تهران آمدم تا بتوانم با کار کردن، زندگی ام را تامین کنم اما مجبور شدم در خیابان بخوابم. این خانم وارد باند سامان دهنده ی جریان تن فروشی شده و جای خوابی پیدا کرده بود و به حدی به لحاظ فکری او را تحت تاثیر قرار داده بودند که تحت تاثیر محیط و افرادی که قرار گرفته بود، قبح آن به هم ریخته و حتی عکس هایش را در فضای مجازی نشر داده بود و تبدیل به شغلی برای او شده بود. در حالی که گریه می کرد و می گفت دوست نداشتم و ندارم که اینگونه باشم چون حس می کنم مثل یک دستمال کاغذی هستم. دوست دارم با یک نفر رابطه متعهدانه داشته باشم.
لازم بذکر است برنامه تلویزیونی چراغ در فصل سوم، در روزهای یکشنبه و سه شنبه حوالی ساعت ۲۲ از شبکه ۵ سیما به روی آنتن می رود و هر هفته یک چالش را مورد بحث و گفتگو قرار می دهد و یک نظرسنجی هفتگی برگزار می کند.

@cheragh_tv5 در فضای مجازی دنبال کنید.

برای دیدن برنامه های این هفته میتوانید روی لینک زیر کلیک کنید:
https://www.telewebion.com/program/63845

منبع: روابط عمومی برنامه تلویزیونی چراغ

https://www.reihane.ir/p/16697

برچسب:
آسیب اجتماعیبرنامه چراغحجابسلامت اجتماعیعفافمددکار اجتماعیمسئولیت پذیری

اشتراک گذاری: 

پست پیشین
زندگی اجتماعی انسان ها به هم ربط دارد
پست بعدی
نسبت بین دل پاک و عدم رعایت حجاب!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

Enter Captcha Here : *

Reload Image

فهرست